بسم الله الرحمن الرحیم
دلیل نوشتن این مطلب اینست که این روزها انسان بعضی از جوانان را میبیند که از روی ترس درونی شدید دنبال احساس قدرت از روی چاقوکشی و ...هستند و یا به دلیل احساس حقارت درونی به دنبال کسب نظر دوستان از طریق جنگ و دعواهای بیخود هستند.که البته این کارها باعث قربانی شدن خود شخص و دردسرهای فراوانش در زندان و ....میشود درصورتیکه قدرت واقعی و آرامش و امنیت واقعی در با خدا بودن و ذکر و عبادت خداوند متعال است و همه آنها که برای بدست آوردن نظرشان تلاش میکنی اگر به مشکل بیفتی همه رهایت می کنند ولی اگر رضایت خداوند را بدست بیاوری این وعده قطعی خداوند است که حتما پیش خلقش محبوبت میکند و هرگاه هم که مشکلی داشته باشی بنده هایش و حتی فرشته هایش را به کمکت میفرستد.إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا ( طه96) یعنی خداوند محبت مومن و نیکوکار را در دل خلقش می اندازد.
لات و لوتها دنبال قدرت هستند در صورتیکه قدرت در با خدا بودن است.در دعا کردن است و در عمل زمانی که یقین داری کاری درست است و نه عمل کردن در زمانی که حسابی خودت دو به شکی و پر از شک و ابهامی.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله: دعا سلاح(تیزی) مؤمن است.والله قسم هرکس که به خدا توکل کند مغلوب نشود و هرکس که از گناه به خدا پناه ببرد شکست نخورد.
قبل از هرسخنی در مورد لاتها بگم که پیر خطاپوش می گفت:لاتها هم خیلی شرف دارند به بعضی ها که کارهاشون هم ممکنه قانونی باشه ولی رحم ندارند. کسی که برای چند میلیون ناقابل حاضر میشه یکی را بندازه زندان و به زن و بچه و آبروی طرف فکر هم نمیکنه.آخه اون اگه پول داشت حاضر میشد برای چندرغاز تو این همه دردسر و بدبختی بکشه؟حرف پیر خطاپوش هم برگرفته از حرف خداوند در قرآن کریمه که میگه مهلت بدبد به بدهکار تا دستش باز بشه و تازه حتی اگر ببخشید برای خودتون بهتره.یا لاتهایی که کاری به ناموس مردم ندارند خیلی شرفشون بیشتر از بچه سوسولهایی هست که رحم به نوامیس مردم نمیکنن و با زبونشون ناموس مردم را گول میزنن.
برای همان گفته رسول خدا در مورد دعاست که در هرموردی به آیت الله بهجت می گفتند می فرمود دعا کنیم تا حل شود.البته حتما می دانید که دعا و عمل مثل چسب دوقلو و یا چسپ یک دو سه هستند که در کنار هم کار میکنند .
یه روز یه آدم لات و به اصطلاح بزن بهادری به نام آقا هاشم میگفت:
یه شبی بعد از اینکه فیلم تنگنا امید نادری با بازی سعید راد را دیدم تا دم دمای صبح بیدار بودم و داشتم با خودم فکر میکردم.نشستم فکر کردم دیدم من چندتا را باید بزنم با چندتا دعوا کنم تا دیگه به نقطه ای برسم که بس باشه و کفایت کنه . ولی دیدم پرروها که تمام نمیشند.هردفعه من باید با یکی دعوا کنم.
همه دعواها هم که خوب در نمیاد یکیش به زندان میرسه شاید یکیش هم خدای نکرده به قتل.هردفعه هم که باید سرمو کج کنم جلوی این و اون برای پول جریمه و دیه و .... .تازه ممکنه یه جوون جغله پیدا بشه و اون تیزی رو زودتر بزنه به من همینجور که چندین بار هم اتفاق افتاده تا حالا.هرروزی هم باید برای کمک به یکی بریم دعوا به امید اینکه یه روز هم اون بیاد کمک ما که خیلیهاشون هم نمیان..یعنی چندتا دعوا باید بکنم تا یه روزی روزگاری بیان کمکم تا کتک نخورم؟
نشستم روراست با خودم فکر کردم دیدم ریشه خشونت ترسه میخوام بترسونم تا بقیه بترسن و به من کاری نداشته باشند خب اگه برم سمت خدا و به اون توکل کنم خیلی کمتر میترسم.
یکی از ترسهای دیگم را هم شناختم و اون هم این بود که دیدم من از قضاوت لات و لوتهای دور و برم میترسم که نکنه بگن فلانی ترسید و دعوا نکرد.من فکر اونا و قضاوت اونا برام مهم بود ولی هروقت گیر می افتادم اونا فکر و قضاوت من سرسوزنی بر اشون مهم نبود که بخوان بیان ملاقاتم یا دوزار بریزن تو حسابم.دیدم شجاعت و شهامت بزرگتر اینه که از قضاوت این لات و لوتا نترسم.دیدم باید به فکرها،قضاوتها،ترسها و اضطراب های زن و بچه هام و پدرو مادر پیرم فکر کنم نه این شبه رفیقای دور و برم که با سلطان سلطان گفتن و عشقی به مولا و ..مدام مخمخون را دارن تاب میدن.سلطان کجا بود عمو؟
یه دفعه به خودم اومدم و نصف شبی فکر کردم دیدم ما لاتها که بیشتر از همه کتک میخوریم تیزی میخوریم فحش خواهر ومادر میخوریم...یه دفعه فکر کردم گفتم فلان دکتر لاغر و نحیف چرا تو عمرش کتک نمیخوره .گفتم مگه اون اگه تیزی نبنده میان ناموسش را میدزدند خدای نکرده.تو همین فکرا بودم که یاد حرفهای پیرخطاپوش همسایه طبقه بالایی افتادم.آخه خیلی وقتها با هم هم صحبت میشیم.
به قول پیرخطاپوش که حداقلش آدم اهل دلیه :باباجون اکثر لات و لوتا دارند این دعا را مستجاب میکنن که:اللهم اشغل الظالمین بالظالمین .گفتم آقا این دعا معنیش چیه گفت این دعا یعنی خدایا ظالمین را باظالمین مشغول کن تا کاری به بقیه مردم نداشته باشند.واسه همین هم هست که لات و لوتها اکثرا با هم مشغول جنگند و بقیه مردمی که دوروبرشون نباشن اصلا هم هیچ تعاملی باهاشون ندارند.ولی پیرخطاپوش گفت جوون برات دعا میکنم تو از این چرخه بیای بیرون.
همینجوری داشتم با خودم فکر میکردم..
زندان و دادگاه و خفت دادنهای مامور و اداره چی و سربازا و...را چکار کنم.بارها تو امنیت خفت کشیدم.گنده لاتها را اونجا دیدم که مرتب میگفتن نوکرم آقا چاکرم آقا.آخه اصلا زورمون نمیرسه.تازه اگه بزنی باید نوامیست برن التماس کنن برای رضایت...باید بیان در زندان و هرکس و ناکسی ببیندشون باید بیپولی بکشن و بیفتن دنبال پول قرضی آیا یه نامرد ی حرف نامربوطی بهشون بزنه یا نزنه. راستی قیمت اشک مادر و همسر و بچه چنده؟...زنم باید چه جوری خرجیش را دربیاره.بره کلفتی خونه مردم را بکنه؟اینه شجاعت؟یا شجاعت اینه که یه بهونه ای بیارم و بگم آقا دیگه من نیستم و به فکر دیگران فکر نکنم.خدایا یعنی من تا حالا به خاطر فکر به فکر چندتا آدم بدردنخور این همه زجر و حبس و بدبختی کشیدم.آخه فکر خودم تا حالا به چه دردم خورده که فکر اینا بدردم بخوره.
پیر خطاپوش میگفت والله به خدا فلانی اون چندتا دوروبر و به اصطلاح دوستت سرشون هم درد بگیره بر اشون مهمتر از فکر به توئه.بابا هرچی هم اسم در کنی باز یکی دیگه پیدا میشه میگه فلانی هیچی نیست.کی تاحالا دیدی لاتها دور هم جمع بشند بگن فلانی قهرمانه فقط دارن همدیگه رو خراب میکنن.
گفتم آقا پس شجاعت به چه درد میخوره ؟گفت اگه یه دفعه واقعا یکی خواست خدای نکرده به ناموست خو نت زنت بچت و...تعرض و دست درازی کنه اونوقت از خودت دفاع کن قانون هم باهاته همه مردم هم ازت حمایت میکنن.شجاعت برای اینه اگه به کشورت تجاوزی شد اگه دلت خواست برو بجنگ تو جنگ هر مبارزه ای هم بکنی کسی نمیگه چرا کردی مدال هم بهت میدن.مهمترین جا برای نشون دادن شجاعتت هم ان شاالله اینه که در رکاب امام زمان بجنگی.
شهامت اخلاقی اینه که حرفت را بتونی بزنی اگه از یک دختری خوشت اومد با آرامش و راحتی بگی..اگه رفتی تو مغازه و فروشنده تو رودرواسی میخواست گیرت بندازه و یه چیزی بهت قالب کنه بگو ممنون و بیا بیرون...اگه کسی مواد و...تعارفت کرد بگو نه اینه شهامت.مسائل جنگی وجنایی را بزار پلیس حل کنه.هاشم آقا با خنده گفت اگر هم عزیزم میبینی خیلی انرژی داری برو شجاعتت را تو ورزش نشون بده شاید هم خدا کمکت کرد و یک افتخاری برای همه ما کسب کردی.الان خودت ببین تو فضای مجازی زیر هر مطلب و عکسی راجع به یه لات چقدر فحش خواهر ومادر نثارشون میکنن.اصغر آقای بقال خودمون شصت سالشه یک صدهزارم این فحشارو تا حالا تو عمرش نخورده ولی لات و لوتها دم از ناموس میزنن.بس کن بابام جان همین مسعود کیمیایی و خیلی دیگه از کارگردانهایی که این فیلمها را میسازند کی خودشون تیزی دست گرفتند و یک شب بازداشتی کشیدن .فقط دارن پول این حرفا را میخورند یه عده جوون هم چوب این حرفها را میخورند.
خلاصه این بود داستان لاتی که با یک شب تفکر افتاده و جوانمرد شد ادب را پیشه کرد و احترام گزار و دست به سینه مردم شد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 4:38 توسط صدیق بابا
|