دلیل وجود غم

بنام خدا

غم هایی می آید و یکدفعه بغض گلوی آدم را می گیرد صدیق بابا می فرماید خداوند این غمها را به این دلیل آفریده است که انسانها به دیدار هم بروند و به هم وصل شوند.

حال بعضی ها با شراب و یا هرچیز مستی آوری این غم را سرکوب می کنند برای همین است که صدیق بابا می گوید شراب باعث جدایی و قطع رحم است.شاید ابلهی بگویند خوب است که غم را سرکوب میکند.نه بالاخره در ترک و خماری  شخص بیدار می شود و یکدفعه با کلی خرابی در اطراف خودش باید روبرو شود و کلی فرصتهای از دست رفته و یا بالاخره در شب اول قبر تمام غم های سرکوب شده یکدفعه با یک لشکر بر سر فرد می ریزند و واقعا نمی تواند تحمل کند

اهمیت موفقیت در کسب و کار و شغل

بسم الله الرحمن الرحیم

اهمیت رسیدن به موفقیت در حفظ کیان خانواده و در بالندگی و سرفرازی خانواده آنقدر مهم است که همه این را میدانند به جز احمق ها.البته هفت سال اول زندگی شخص زمان فشار بر کودک برای موفقیت در آینده نیست در این هفت سال کودک با بازی و رسیدن به خواسته ها و شادی و غرق در محبت بودن باید باطری را پر کند برای یک عمر.

رسیدن به هدف

بنام خدا

سرالاسرار موفقیت، عمل است و اکسیر اعظم تداوم در عمل است.تداوم را بفهمی حل است.حتی در دعا کردن یکی از دلایلی که باعث میشود به تو بدهند اینست که  وقتی که مداوم میخواهی به تو میدهند و حتی وقتی در یک مکان یا زمان و یا حال خاص که دعا میکنی و می شود اینست که در ذهنت باقی می ماند و به نوعی  به مفهوم تداوم در خواسته ات هست.

نقطه عطف در مسیر زندگی و رسیدن به موفقیت فهمیدن این مطلب است که آن چیزی که تو را به هدف می رساند نه ایمان توست نه فیلم راز است نه باور توست نه شانس توست آن عمل کردن توست.شجاعت تو باور تو ایمان تو همه برای این است که حرکت کنی و  قدم برداری و موسی علیه السلام تا پای در نیل نگذاشت نیل باز نشد.

صدیق بابا فرمود آنچه تو را به هدف می رساند عمل توست  و هرکسی بجوید عاقبت می یابد و هر در بی را که بسیار زنی  عاقبت باز میشود.

سپاهیان مظلوم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تعدادی از هموطنان عزیزمان در واقعه تروریستی سیستان و بلوچستان شهید شدند.۲۷ نفر  از نظامیان این مملکت.آنها ضرر نکردند چون به سید مجتبی علمدار و ابراهیم هادی و احمد کاظمی و برونسی می پیوندند.جامعه ماست که ضرر می کند و ثلمه ای به آن وارد شد.روحشان شاد.

ترس از قضاوت دیگران نمی تواند مانع از این شود که بگویم یکی از مظلوم ترین اقشار این مملکت سپاهیان هستند و در بین تمامی ادارات و حتی نسبت به ارتش  حقوق کمتری دارندکه این را خودتان با تحقیق و مقایسه فیش حقوقی ها میتوانید متوجه شوید.والله نه دوتا فیش دارند و نه مزایای خاصی دارند و اینگونه هم در تیررس دشمنان این مرز و بوم هستند.وهابیهای کثیفی که می گویند هفت شیعه بکشید و به بهشت بروید.

من نمیدانم در حکومت اسلامی دستور به دادن حقوق بالا به نظامیان چه شد حقوقهای بالا  و مزایا را قاضیان و وکلا و پزشکان و شرکت نفتی ها و بانکی ها میگیرند سرزنشش را سپاهی ها متحمل میشوند.بر عکس یک قشر کثیفی از یک ارگان که اکثرشان رشوه گیر هستند و اسم نمیبرم و همه هم میدانند هیچ رشوه گیری و فساد مالی هم در بین سپاهی ها نیست چون به شدت کنترل میشوند و همینطور در فرهنگ سازمانی شان این کارها را بسیار زشت میشدند نه مثل بعضی جاها که تا سلام و علیک کنی رشوه میخواهند  واگر هم در جامعه اعتراضی میشود میگویندحقوقمان کم است و البته حقوقشان هم از بقیه ادارات کمتر نیست و طبق نظام هماهنگ حقوق میگیرند.

پیرمرد دیوانه و اسکار اصغر فرهادی

بنام خدا

 

بعضی مواقع تنهایی اینقدر طولانی میشود که انسان در درونش تبدیل به دونفر میشود دونفری که باهم مدام مذاکره و مباحثه و مشاجره و مصاحبه و ....و شاید هم گاهی مغازله میکنند.

1: فیلم فروشنده اصغر فرهادی فیلم خوبی است

2:کجای این فیلم ،فیلم خوبی است .کل این فیلم بر اساس یک گزاره کاملا غلط ساخته شده است.این گزاره که چون شخص متجاوز یک آدم پیر و فرتوت و مردنی است کار بدش گناه  و زشتی کمتری دارد و قابل گذشت و ترحم است.

درصورتیکه شهوت در چنین شخصی کمتره و تجربه بیشتری هم داره و باید بتونه راحت تر جلوی خودش را بگیره نه اینکه  خیلی راحت بگه وسوسه شدم.پیامبر هم میگه که خداوند پیرمرد زناکار را نمی بخشه.طرف عروس داره داماد داره نوه داره باز پاشو میزاره روی همه اینها و میره تجاوز میکنه.من مصاحبه های فرهادی را دیدم علنا میگه که من به جای یک جوون قوی هیکل این پیرمرد را گذاشتم تا تماشاگر سریع تصمیم نگیره که  باید متجاوز تنبیه بشه.باید داغونش کنیم و ...اصغر فرهاد ی به قول خودش میخواد بگه  با توجه به شرایط متفاوت میشه قضاوتهای متفاوتی کرد پس قضاوت نکنیم.توی کل فیلمهاش به دنبال اصل عدم قطعیت،نظریات کوانتومی و تفاوت واقعیت در صورت تفاوت دیدگاه و و تفاوت در نقطه ای که مشاهده گر ایستاده و.... این حرفهایی هست که غربی ها خوششون میاد.در صورتیکه زشتی کار این پیرمرد بسیار بیشتر از زشتی کار یک جوانیست که این کار را کرده...ولی اصغر فرهادی به اشتباه و در مصاحبه هایش هم اعلام کرده که عمدا این پیرمرد را گذاشتم چون نسبت به یک جوان اگر این کار را کرده بود زشتی کارش کمتره و تبعا قابل گذشت تر.

1:ولی بهرحال  قبول داری که اصغر فرهادی یک افتخاری برای ایران کسب کرده ضمن اینکه قبول داری نیت خوبی داره که تو فیلمهاش بالاخره میخواد بگه مردم قضاوت نکنید؟توی درباره الی هم میخواست بگه مردم قضاوت نکنید.

۲:آره ولی اون توی فیلم جدایی هم داشت نشون میداد که زشتی دروغ هم نسبیه و پدری که به دخترش میگفت هیچ وقت دروغ نگو یا به دخترش میگفت همیشه حقت را بگیر در شرایطی میگه دروغ لازمه و حق اون خونواده را هم باید پایمال کنیم تا خودمون نجات پیدا کنیم .کلا اصل عدم قطعیت هایزنبرگ و نظرات کوانتومی در فیزیک  را وارد بحث سینما کرده و میخواد نسبی بودن اخلاق را تبدیل کنه.درصورتیکه قهرمانها راست میگن حتی اگه به ضررشون باشه.

۱:اصلا بگو بدونم چه عیبی داره که یک آدمی پیدا شده که همش داره تبلیغ میکنه که بابا دگم بودن و تعصب را ول کنیم اون چیزهایی که ما محکم بهش چسبیدیم و به خاطرش حاضریم همدیگه رو تیکه پاره کنیم ممکنه اصلا درست نباشه.

۲:بابا تلرانس و مدارا و تحمل درست من هم قبول دارم ولی نه تا حدی که طرف به زن طرف تو فیلم فروشنده تجاوز میکنه و اون هیچ کاری نکنه و حتی بخواد آبروش هم حفظ کنه و یا اینکه نقش پیمان معادی یک زن حامله را هل بده و بچش سقط بشه و بعد  دروغ بگه .خب تو که اینقدر بابای پیرت برات مهمه که اگه زن پرستار نیم ساعت ولش کنه اینقدر عصبانی میشی به زن و بچه دیگرون، شهاب حسینی،هم رحم‌کن.

اصلا مگه یادت رفته که من و تو  توی همه این سالها رو یک چیز و شاید تنها همین یک چیز توافق کردیم که همیشه حد وسط خوبه و اونو بین خودمون به عنوان قانون پنجاه درصد نامگذاری کردیم.پس باید توی تلرانس و مدارا هم حد وسط را نگه داشت باید خیلی خیلی خیلی بخشید ولی شهاب نباید این پیرکفتاری که اومده توی حموم و به زنش تجاوز کرده را ببخشه و باید مث یک میکشتش و  البته بهتر بود میداد قانون بکشد تا برای خودش هم مشکل قانونی درست نشه و نشه اون جرم مدتی که را هم ثابت کرد ولی اگر به هر دلیلی قانونی نمیشود و یا نمی خواست خودش باید کلکش را میکند.

۱:اولا همیشه قانون‌پنجاه درصد هم  کلمه همیشه ش جای

اشکاله و جای بحث داره. ضمن اینکه اگه یادت باشه در مورد این توافقمون هم می گفتیم که توی بعضی کارها ۶۰ یا ۷۰ درصد بیشتر معنی حد وسط را میده.ضمن اینکه شاید اصغر فرهادی منظورش این بوده که به مرگ بگیره که بیننده به تب راضی بشه بگه وقتی شهاب جرم به این بدی را میبخشه شما می تونید ظلم های خرده ستمگرهای دور و برتان مثل ظلم های خواهر شوهر و مادر شوهر و همسایه و ....را ببخشید.

۲:آخه اصغر فرهادی اصلا وارد بحث بخشش نمیشه اون توی همون ابتدا میخواد در مورد درستی و غلطی صحبت کنه و بگه کارش آنقدرها که شماها هم فکر میکنید زشت نیست مگه نمی شنوی که پیر مرده میگه وسوسه شدم وسوسه شده دیگه گول خورده وقتی وارد حمام میشه میفهمی که این زن با اون‌مستاجر قبلی که زنی باشه بوده فرق داره ولی وسوسه شده دیگه.خب اصغر جون شهاب هم میزنه اون پیر مرده رو مث سگ میکشه بعد تو بشین یه فیلمنامه براش بنویس و هزارتا دلیل بیار که شهاب بالاخره به زنش تجاوز شده بود و همسایه ها فهمیده بودند و آبروش رفته بود و زنش افسرده شده بود و چه و چه ...و به همین دلیل پیرمرده رو کشت.

۱:یه چیزی یادت رفت تموم شخصیتهای فیلم الی و جدایی و فروشنده و ....یکدفعه توی یک بحران می افتند و در لحظه تصمیم میگیرند ولی شهاب مدتها وقت داشته که فکر کنه قبلش که چه تصمیم درستی بگیره.اصلا مگه پیغمبر ضد الله علیه و آله وحشی قاتل عموی بزرگمردی حمزه را نبخشید؟

۲.آری ولی قضیه اون با مسائل ناموسی و تجاوز و ....فرق میکرد.همون پیغمبر یکدفعه شخصی را که داشت از روی دیوار یا سوراخ روی دیوار توی خونش را دید میزد با چوبی دنبال کرد و گفت اگر گرفته بودمش همین چوب را در چشمش میکردم.پیامبر هم مثل خدایش غیور است و غیرت جزو ده مکارم اخلاقی است که پیامبر گفت من برای اتمام و اکمال این فضائل اخلاقی فرستاده شدم.

۱.تند نرو بابا پس چرا توی همون اسلام دختر و پسری که زنا کردند را فقط شلاق میزنند و نمی کشند.

۲.اون زنای دلخواه دوطرفه و نه تجاوز مثل فیلم فروشنده که به زور و به عنف باشه.تازه یادت نره که کسی را که شلاق زدند چه آبرویی ازش میره و خونواده ش و خودش نمیتونن دیگه توی جامعه سر بلند کنند و دختره و پسره احتمالا دیگه نتونست ازدواج کنند و شاید باید از اون شهر برن

۱پس چرا اسلام با یه دختر و پسر همچین کاری میکنه؟

۲.یادت نره طرف جلوی چهارتا شاهد این کار را کرده که چون سرمه در سرمه دان میپذیرن و بازهم به کارش ادامه میداده.اگه چنین قوانین سختی نباشه طرف نه تنها جلوی چهارنفر بلکه تو خیابون و جلوی بچه های طفل معصوم هم این کار را میکنه.

ادامه دارد

عفو رهبری

بسم الله الرحمن الرحیم

بسمه‌تعالی

با سلام و تحیت و تبریک دهه‌ی مبارک فجر

از پیشنهاد جنابعالی درباره‌ی عفو این جمع انبوه از محکومان دادگاهها استقبال و به خاطر آن از شما تشکر می‌کنم. یادبود انقلاب اسلامی حقاً شایسته است که خاندان‌هایی از مبتلایان به محکومیت قضایی را در شادی عمومی ملت ایران شریک کند.

والسلام علیکم و رحمه الله

 

رهبر ایران نه تنها بخشیده است بلکه تشکر میکند  که شرایط بخشش فراهم شده است.بارها از لزوم زندان زدایی گفته است و بارها گفته است در اسلام و در صدر اسلام که ما چنین قوانینی در مورد زندان نداشتیم واقعا هم راست می گوید مگر ما مثل آمریکا هستیم که تبدیل به بزرگترین زندان کره زمین  شده است.در آمریکا برای قرص لورازپام جوان بیچاره را می اندازند زندان البته نگویید که خیلی خوب است با روانگردان مبارزه می کنند نه خیر یک شهر آنطرف تر مکانهایی برای کشیدن بنگ و ماری جوانا دایر کرده اند.

واقعا عفو این همه زندانی( که البته می دانید  مجرمان خطرناک و حرفه ای عفو نمیشوند)باعث برکت در ایران میشود نمونه اش این همه باران و برف در ایران.

پیر خطاپوش بارها می گفت بزرگترین دلیل بسیاری از مصائب طبیعی و قحطی و مشکلات در این جامعه بی رحمی آنهایی است که چون قانون زور به دستشان داده است برای چند میلیون سرپرست یک خانوار را راهی زندان کرده اند و عین خیالشان هم نیست.روزی جوانکی را دید(راننده آژانس) که هی دماغش را بالا می کشید و با غرور می گفت طرف 4؛5 میلیونم را خورده بود چکش را فر (به جای فرم)زدم و کردمش تو...یکی از معدود مواردی بود که دیدم آن راننده آژانس را نفرین کرد و شد آنچه باید میشد.آری رحم رحم رحم این چیزی است که خداوند در کائنات به رسمیت میشناسد به خود طرف رحم نمیکنی به زن و بچش رحم کن خودش به هردلیلی بدهکار شده بچه بیچاره اش چه گناهی کرده ببخش تا خداوند صد برابر بهت بدهد.اینها آیه قرآن بود نه اینکه فکر کنی من در آوردی بود.

تشويق به مهلت دادن به بدهكار تنگدست

قرآن:
(وَإِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ وَأَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ) .
[ البقرة : 280. ]

«و اگر [بدهكارتان] تنگدست باشد، پس تا [هنگام ]گشايش، مهلتى [به او دهيد] و اگر براستى قدرت پرداخت ندارد، بخشيدن آن براى شما بهتر است، اگر بدانيد».

رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : مَن أنظَرَ مُعسِرا أظَلَّهُ اللّه ُ بظِلِّهِ يَومَ لا ظِلَّ إلّا ظلُّهُ . [ الكافي : 8/9/1. ]

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه به تنگدستى مهلت دهد، خداوند، در روزى كه هيچ سايه اى جز سايه او نيست، وى را در سايه خود در آورد.

 

عنه صلى الله عليه و آله : اتَّقُوا دَعوَةَ المُعسِرِ . [ كنز العمّال : 15424. ]

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بترسيد از نفرين تنگدست.

 

عنه صلى الله عليه و آله : كما لا يَحِلُّ لِغَريمِكَ أن يَمطُلَكَ وهُو مُوسِرٌ ، فكذلكَ لا يَحِلُّ لكَ أن تُعسِرَهُ إذا عَلِمتَ أ نّهُ مُعسِرٌ . [ ثواب الأعمال : 167/5. ]

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همچنان كه بدهكار تو اگر توانگر باشد روا نيست در پرداخت بدهى اش به تو تعلل ورزد، بر تو نيز روا نيست كه اگر بدانى تنگدست است، او را تحت فشار قرار دهى.

فیلم سرخپوست

بسم الله الرحمن الرحیم

 

زندان  و زندانی و زندانبان هر سه یکی است.

فیلم سرخپوست از آن جهت که در پایان عشق بر من مامورم و معذور پیروز میشود، از آن جهت که یقین شخص به درستی و عدالت (یقین شخصی به  اینکه چه کاری درست است) بر قانون برساخته دست انسانها پیروز میشود به خصوص در حکومت های دیکتاتوری؛از این جهات است که مورد پسند عرفان دوستان است.

...اما میشد این فیلم را خیلی بهتر ساخت.بعضی مواقع فکر میکردم که کارگردان یک لوکیشن خوب پیدا کرده است و بر اساس آن فیلم ساخته است.میشد عشق  احمد سرخپوست به زن و بچه اش را  نشان داد نه اینکه بگوییم حتی اگر زندان خراب شود احمد سرخپوست بیرون نمی آید یعنی حاضر است زیر آوار بماند.این همه میزان تعهد خانم مدد کار علی رغم علاقه اش به زندانبان از کجا می آمد تعهد و انسانیتش به مادر ترزا تنه میزد که بدون هیچ چشمداشتی حاضر به جانفشانی برای نجات یک بی گناه بود تا جایی که حبیب رضایی را هم آورد تا با نمایشی زندانبان را فریب دهد اما این همه خوبی این زن در نیامده بود.احمد سرخپوست سیاهپوست شد(با واکس) تا از زندان نجات پیدا کند ولی ای کاش در این فیلم یکی از  بزرگترین راز های عرفان را نیز میتوان نشان داد که زندان و زندانی و زندانبان هر سه یکی است.

نوع حکومت

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

مذهب شیعه تنها حکومتی را که مهر قبول بر آن میزند و به رسمیت می شناسد حکومتی با راس انسان کامل است. در زمان غیبت هرچه بگوئیم در مورد نوع حکومت، در چهارچوب عقل و اجماع علما و عقل است.در نقل،یعنی احادیث و روایات، مطلبی در مورد چگونگی حکومت در زمان غیبت انسان کامل نداریم.در کتابهای درسی دانش آموزان  حدیثی  داریم که میگوید در زمان غیبت به راویان حدیث مراجعه کنید  و از این حدیث نتیجه میگیرند که باید حکومت اسلامی تاسیس کنیم .در جواب باید گفت اولا راویان حدیث بسیارند و قطعا اگر بخواهند فتوا دهند در هر روستایی فتوایشان متفاوت است.ثانیا مراجعه یعنی با اختیار مراجعه کردن و از این کلمه مراجعه، حکومت کردن که نوعی اجبار است بر نمی آید مثلا شخصی بخواهد مراجعه کند به شخصی دیگر غیر از حاکم تکلیفش چیست؟مثلا بخواهد به علمای مشکل پیدا کرده با حکومت مراجعه کند.

یا میگویند پیامبر صل الله علیه و آله هم مرجع دینی بود و هم در حکومت و سیاست دخالت میکرد پس ما هم میتوانیم. اولا پیامبر علم غیب داشت و تا هفت باطن همه چیز را می دانست آیا شما هم‌می دانید؟ثانیا این ارجاع دادن به پیامبر  و علی علیهما السلام هم نوعی استدلال است پس تمام قضایا در مورد حکومت در زمان غیبت مربوط و محدود میشود به حوزه عقل و استدلال و منطق و بحثی rational است پس باید استدلال کنیم و استدلال بشنویم و سعه صدر داشته باشیم چون وحی و نقل منزلی در این باب نداریم بلکه خلافش را داریم مثل در ابتدای صحیفه سجادیه که حضرت امام سجاد(ع) مي فرمايند: هيچ يك از خاندان ما تا قيام قائم براي رفع ظلم و جور و يا احياي دين قيام نكرده و نمي كنند جز اين كه باعث افزايش گرفتاري ما و شيعيان مي شود. یا مثلا مثلاً حضرت صادق (ع) به يكي از ياران خود به نام «سدير» مي فرمايند: در خانه بنشين و به زندگي بچسب . آرامش داشته باش تا وقتي كه شب و روز آرامش دارند. وقتي به شما خبر دادند كه سفياني قيام كرده است، فوراً به سوي ما بيا ، اگر چه پياده . الكافي‏،شيخ كلينى‏، اسلاميه‏، تهران‏، 1362 ش‏،نوبت چاپ: چهارم ‏ ،ج8،ص265.

البته باید گفت تمام نقل ها در مورد قیام نکردن  بر علیه حکومت به طریق اولی در مورد این حکومت مصداق دارد و وقتی که در مقابل حاکم عرق خور نباید قیام کرد نباید در مقابل این حکومت که حداقل ظواهر اسلام را رعایت میکند و رودربایستی با محکمات دین دارد نیز قیام کرد مثلا میگوید من اسماعیل بخشی را شکنجه نکرده ام اگر میگفت دلم میخواهد شکنجه کرده ام چه؟نباید بر علیه حکومتها قیام کرد چون اسلام طرفدار ثبات و امنیت است تا خونها و عرض و نوامیس مردم حفظ شود و اگر مثلا در سوریه یک خانواده نابود و جریحه دار شود ارزش ندارد که بخواهد بعدش این کشور مثل سوئیس شود.

ممکن است شخص بپرسد پس  تکلیف مسلمانان در مقابل حکومتی که نمی خواهند چیست؟تکلیف همانست که هرمان ملویل در کتاب بارتلبی محرر نوشته است که داستان شخصی بود که در مقابل هر خواسته ای میگفت:ترجیح میدهم که انجام ندهم.او این‌جمله را بارها و بارها به کار میبرد.حتی امام حسین علیه السلام در مقابل یزید لعنت الله علیه تنها گفت که من بیعت‌نمیکنم .آری بارتلبی محرر تنها نافرمانی مدنی میکند در کمال ادب و احترام.شخصی که حکومت را دوست ندارد میتواند رای ندهد و تا وقتی که اکثریت رای میدهند یعنی میخواهند و شخصی که خود را دانا میداند و اصلا هم معلوم نیست که درست فکر میکند چگونه میخواهد به جای مردم تصمیم بگیرد.

بسیاری از معصومین علیهم السلام به عزیزانشان و شیعیان‌تنها گفتند که پس از ما برای ما گریه کنید.آری دعا کردن و گریه کردن  و مطالعه کردن و تفکر  و کسب علم واقعی و گرنه آن آدمهایی که دنبال عمل و بعضا اعمال رادیکال هستند چگونه تضمین میکنند که در تغییراتحکومت و شرایط بهتری بیاید.

فکر کنید معصومین علیهم السلام گفته بودند شیعیان تا عیبی در حکومتها دیدید قیام کنید آنگاه دیگر چه از شیعیان،امنیت،کیان خانواده،آبادانی علم و کتاب و ....باقی میماند.آیت الله بهجت میفرمایند به برکت تقیه است که اکنون چندصد میلیون شیعه در جهان داریم.

پول

بسم الله الرزاق الرازق الوهاب

 

پول مهر(خاتم)خداست و هرکس این خاتم را هرکجا که ببرد کارش راه می افتد.هرکس که بگیر پول بد است یا دروغگوست و یا احمق است.(صدیق بابا)

پول چیزی است که خداوند دنیای و بنده هایش را با آن کنترل میکند با پول است که خداوند بنده هایش را سر کار می فرستد.شخص میرود درس میخواند تا دکتر شود.یکی از دلایل بسیاری از ازدواجهاست.باعث میشود کالاها در تمام مکانها حتی روستاهای دور افتاده توزیع شود.حتی با قاطر کالاها و خورد و خوراک ها را بالای کوه های دربند و درکه می آورند و ارائه میدهند.در بی پولی و کم پولی شخص دست به دعا بر میدارد و از خداوند طلب رزق و روزی میکند شخص تغییر رویه میدهد و توبه میکند،انفاق صورت میگیرد و قرض الحسنه و بسیاری نیکی های دیگر و البته این تنها یکی از امکانات و روشهای خداست برای مدیریت دنیایش.

 

فیلم ماجرای نیمروز۲

بنام خدا

رجوی چی داعش بودند وقتی هنوز داعش به وجود نیامده بود.

در این فیلم با سینما مواجه ایم یعنی پس از دیدن فیلم حس میکنی تجربه ای را کسب کرده ای که بدون اینکه در عصر حاضر باشی و دوران سینما،امکان‌پذیر نبود.اگر فیلمهای خوب و احتمالا فیلمهای رئال را ببینی میتوانی به اندازه یکنفر دیگر نیز در این دنیا تجربه و احیانا زندگی کنی.

پایان فیلم بهت آور بود.هادی حجازی فر با قناسه نشانه رفته بود که خواهر رجوی پرست خود را بزند.با خودش خیلی کلنجار رفت ولی نتوانست اشک ریخت ولی نتوانست.

من۱:چرا نزد پس این هادی این قهرمان بزن بهادری که توی این دوقسمت دیدیم فقط وقتی دشمنها را میزد که غریبه بودند اگر دشمن خواهرخودش بود نمی زد.خب بقیه هم اگه خواهرش نبودند هموطن که بودند.

من۲:خب نتوانست بزند نشان داد که خانواده از همه چیز مهمتر است حتی از ایدئولوژی و اعتقاد هادی.ولی هادی حاضر شد تاوان تصمیمش را هم بدهد چون دفعات قبل که به خاطر تخلفاتش میخواستن دستگیرش کنند خیلی شدید از خودش دفاع میکرد و مدام میگفت میدونید من کیم؟من موسی خیابانی را زدم ولی اینبار خیلی راحت تسلیم شد تا بره تاوان تصمیم و انتخابش را بده.خانواده مهمترین چیزه ارحام و صله رحم مهمترینه. تازه اگه میزد چه فرقی با عباس میکرد که به خاطر ایدئولوژیش زنش را توی اون وضعیت ول کرد.دلیپ کومار توی فیلم قانون ویجی را زد و یک عمر منفور شد.

من۱:پس میگی بابای آقازاده های اختلاسگر حق دارند که کاری به بهشون ندارن؟چرا امام علی علیه السلام گفت اگر دخترم هم دزدی میکرد دستش را قطع میکردم؟

من۲:مثل هم نیست بابای اون آقازاده ها لازم نیست بچشون را با تیر بزنن ولی میتونن جلوشون را بگیرن ولی خیلی کارهای دیگه.امام علی علیه السلام هم معصوم بود آدمی که خرما خورده که نمیتونه منع رطب کنه نمیتونه که با یکی از اعضای خونوادش اینجوری رفتار کنه.هادی خودش کلی خطا کرده بود در جایی نبود که بخواد چنین رفتاری با خواهرش بکنه که با تیر بزند.تازه اگه میزد به خاطر هوای نفسش و آبروش زده بودش آخه اون که دیگه ضرری نداشت مسلح هم نبود.

زمان کتابخوانی

بسم الله الرحمن الرحیم

صدیق بابا:دیدار برادران(دوستان واقعی) عقل را زیاد میکند حتی اگر زمان دیدار اندک باشد.

روز در کسب هنر کوش که می خوردن روز. دل چون آینه در زنگ ظلام اندازد

قضیه(داستان) اساسا چیز دیگریست اگر میخواهی کتاب بخوانی اولا کتابهای خوب بخوان هرچند تعداد اندک باشد ثانیا شب بخوان ؛عبادت نیز همینجور است

در طول روز که کار میکنی تحصیل میکنی و   اگر امکانش هست که وقتت را صرف دیدار تازه کردن با دوستان و فامیلت که  به قول صدیق بابا عقل را زیاد میکند (و واجب است که بدانیم عقل با علم متفاوت است عقل طلای خالصست و علم آلیاژیست از طلا ) و یا صرف گشت و گذار در طبیعت و یا ورزش کردن و عمل کنی صرف اینها کن و انرژی حیاتی و عقلت را زیاد و خود را تروتازه کن...کتاب را شب بخوان کتاب را در خلاء بخوان....

 

پی نوشت:در لحظه اولین کلماتی که برای انتقال مفهوم به ذهنم می رسد را بیان میکنم در حال مشاهده مینویسم، به نوعی با نوشتن عکس میگیرم فرصت مغلق گویی نیست

خداوند و سینما

بسم الله الرحمن الرحیم

مردمی را دیدیم که برای دیدن فیلمهای جشنواره فیلم فجر صف کشیده بودند.صفی طولانی...به گمانم خالق آنها نیز وقتی انسانها را آفرید برای اینکه تنها مشاهده گر عالم نباشد و  با کلامی ظریف و عرفانی که دقیق نیست برای اینکه از تنهایی به در آید خواست فیلم ببیند.خداوند نیازمند به دیدن فیلم  های زندگی ما  انسانها نیست او مشتاق است .ما هم نیازمند به دیدن سریال پایتخت و آن همه معصومیت در وجود ارسطو نیستیم مشتاق هستیم.البته همواره بین آن خالق کل و ما انسانها فرق هست ولی خداوند هم فیلمهای قهرمانانه  یا معصومانه یا زیبا و ...را دوست دارد او هم مشاهده گر است و هم کارگردانی است که در طول فیلم با در خواست بازیگران فیلمنامه را تغییر می دهد.همواره یادمان باشد که کارگردان دارد می بیند در مواقع لزوم از او کمک بخواهیم به او تکیه کنیم و پیش برویم.

ظلم به خویشتن

بنام خدا

ظلم کردن به خود بس است اگر نمی توانی به هیچ صورت بقبولانی که خوای خودت را داشته باشی به خودت از خارج به عنوان یک انسان نگاه کن و از این انسان مراقبت کن و بهترین راهکار برای موفقیت و اعتلایش را به او پیشنهاد کن...برایش فکر کن راهنمایی و هدایتش کن دلت برایش بسوزد حقش را بهش بده...آیا بسش است ببخشش رهایش کن

آرمانها و واقعیتها

بنام خداوند بخشنده مهربان

اگر بتوانیم تمام زمینهای کاشت مواد مخدر افغانستان را تصرف کنیم و نگذاریم مواد بکارند که خیلی خوب است ولی نمیشود ...اینست فرق بین آرمان و واقعیت....و اکنون فقر دارد کشور را نابود میکند و همینطور دین و اخلاق مردم را...سن ازدواج چقدر بالا....جمعیت ایران واقعا دارد تحلیل می رود....جوانها افسرده و نابود...پس مشخص است که باید حتی اگر لازم است از بعضی آرمانهایشان کوتاه بیاییم و به فکر واقعیتی بنام حفظ ایران باشیم باید از آرمانهای با اولویت کمتر کوتاه بیاییم.

زندگی در اکنون

بنام خداوند بخشنده مهربان

زندگی در زمان حال یعنی اینکه در امروز باشی.زندگی درک امروز است.این آگاهی و این بعد چهارم یعنی شعور و خرد و الهام و شور و  فوت کوزه گری را از پیرخطاپوش بنوشید و بنوشید که زندگی در لحظه اکنون گمراه کننده است لحظه وارد قوانین کوانتومی میشود و نمیشود آن را در دست داشت واحد زندگی روز است پس در مراقبه برای در حال زندگی کردن و برای حضور به امروز بیندیش و به  این هفته .گرچه وقتی میگوییم گاهی لحظه بوی ابدیت میدهد منظور انتخاب است مثل حرریاحی در اینجا منظور از لحظه انتخاب بزرگی است که در بزنگاه مهمی از زندگی میگیریم.

حفره ای در سیستمهای حکومتی ایدئولوژیک

بنام خداوند بخشنده مهربان

تهدیدی  برای سیستمهای حکومت دینی مثل جمهوری اسلامی که داعیه حکومت دینی بودن را دارند وجود دارد که مدیران ارشد جمهوری اسلامی باید فکری به حال آن بکنند  و آن هم اینست که در جمهوری اسلامی قاعدتاً شایستگی افراد جهت اخذ پستهای مدیریتی، بر اساس پایبندی آنها به دین سنجیده می شود ولیکن طبعاً افرادی که واقعا  و از صمیم قلب دین مدارند و مثلا نماز شب می خوانند  و یا ... به دلیل اینکه می ترسند ریا شود دین مداری خود را در بوق و کرنا نمی کنند و لذا سیستمهای گزینش و انتخاب مدیران و کارمندان مجبورند به ظاهر افراد توجه کنند و همین میشود که افرادی مثل کشمیری و کلاهی به مدارج بالا می رسند و یا  عکس های دارندگان فیش های حقوقی نجومی را که میبینی با افرادی مواجه می شوی که قیافه های بسیار علیه السلامی دارند و  حتی دکمه لباس را تا دکمه آخر بسته اند و ریش مصوب و ...و هزار ظاهر سازی دیگر دارند ولی ذات آنها در زمانی مشخص میشود که ضربه های خود را به جامعه زده اند.

از طرفی در چنین سیستمهایی هیچوقت اشخاصی مثل دکتر سمیعی و یا دکتر حسابی و یا دکتر خدادوست و یا قیافه هایی شبیه به آنها را در سطوح مدیریتی نمی بینی چون مثلا ریش ندارند و یا کراوات دارند و یا ....در صورتیکه  این افراد توانایی و درستکاری و وطن دوستی داشته اند.

پس به نظر می رسد که مسئولین ارشد جمهوری اسلامی باید فکری به حال این تهدید در سیستم خود بکنند و چاره ای بیندیشند تا سیستم موفق تر شود و آیندگان در مورد کارآیی این سیستم قضاوت بهتری را انجام بدهند.